تناسب در معماری  را می توان مجموعه‌ای از نسبت‌ها دانست، مقایسه‌ی دو کیفیت یا کمیت مانند اندازه یا مقدار است. از این رو نسبت‌ها نشان دهنده‌ی واحدی از یک اختلاف یا تفاوت بیان می‌شوند، و این تفاوت‌ها جواب‌گوی حداقل یکی از نیروهای حسی انسان است. از سوی دیگر در فرایند ادراک؛ از آن‌جا که کمیت ادراکیِ جهان متکی بر ساختار الگوهای پیچیده‌ای از اختلاف هاست یک نسبت ساده نیز جدا از یک تصویر بنیادی برای فعالیت‌های ادراکی از اساسی‌ترین فرآیندهای هوش نیز تلقی می‌شود.

تناسب در معماری

تناسبات به دلیل در بر گیرندگی نسبت‌های گوناگون از پیچیدگی بالایی برخوردار هستند. آن‌گاه که تناسب نسبت‌ها متکی بر تفاوت‌های کمی و همسان را شامل می‌شود، پیچیدگی‌های قابل تبینی عرضه می‌کند. اما در عمل و به‌ویژه در عرصه‌ی معماری “تناسب” نسبت‌های مقایسه‌ای کمیت‌ها و کیفیت‌های مختلف ناهمسانی را دربرمیگرد. از این رو درک آن پیچیده‌ است.

تناسب در معماری

اگر تناسب را به عنوان نمونه‌ای برای فعالیت ادراک بر اساس شناخت تفاوت‌ها قرار دهیم در این میان تناسب طلایی “تناسب زرین” به یک معنی می‌تواند به عنوان فرا عقل، الهی یا آسمانی تلقی شود. نخستین بار از هنگامی که بشر درباره‌ی اشکال هندسی این تناسبات و دنیای آن به تفکر پرداخت، ملاحظات فلسفی، طبیعی و زیبایی‌شناختی بسیاری که آن را احاطه کرده بود، چشم‌گیر شد. در هنر و معماری یونان نیز این تناسبات نقش غالب را ایفا می‌نماید ولی در بناهای تاریخی گوتیک در قرون وسطی؛ ناگهان اعتبار خود را از دست می دهد و در عصر رنساسن بار دیگر اعتبار خود را بدست می اورد. جنبه‌های گوناگون طبیعت که مایه الهام هنرمندان است، فراگیر می‌شود ولی نمی‌توان گفت در هرجایی که کمال مطلوب یا شکل و زیبایی خاصی با هماهنگی وجود داشته باشد تأثیر تناسب طلایی به چشم می‌خورد، آن به یاد آورنده‌ی وابستگی جهان مخلوق با مبدأ کمال و نیز تکامل بلقوه‌ی اوست.

تناسب در معماری

 

 

تناسب در معماری سنتی ایران

هنر و معماری ایران از گذشته تا کنون دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه‌های این هنر نمایان شده است.

 

این اصول چنین هستند:

 

  • ۱-مردم واری
  • ۲-پرهیز از بیهودگی
  • ۳-نیارش
  • ۴-خودبسندگی
  • ۵-درونگرایی

 

یکی از اصول مهم معماری ایران بعد از اسلام مردم‌واری است.

 

مردم‌واری به معنای رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است. معماری همیشه و همه جا وابسته به زندگی بوده است. مردم واری در قسمت‌های گوناگون ساختمان و اجزای آن چنین نمایان می‌شود که برای نمونه ابعاد و طرح اتاق سه‌دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می‌رود، به اندازه‌ای است که نیاز یک حانواده را برآورده کند.

 

وقتی یک معمار قدیمی را می‌برید در اتاقی قدیمی که متناسب نیست و از او می‌پرسید که این اتاق چه عیبی دارد، می‌گوید: مردم‌وار نیست یعنی تناسب انسانی ندارد.

تناسب در معماری

مقیاس اتاق خواب چیزی است در حدود ۴۲۰ در ۳۷۰ که در هتل‌ها نیز می‌بینیم. از لحاظ ارتفاع هم درست همان ارتفاعی است که نزدیک۲۸۰ است. همان ارتفاعی که معماری مدرن هم در همه جا پذیرفته است.

 

 

 

تناسب در طراحی

در ساخت یک بنا بین بخش‌های کلیدی باید قیاس‌هایی صورت گیرد ولی نیازی نیست که خود را بیش از حد به سیستم تناسبی خاصی محدود سازیم. تحلیل تناسبی آگرز نشان می‌دهد که با افزایش پیچیدگی، انطباق توالی‌های تناسبی متفاوت نیز افزایش می‌یابد.

تناسب در معماری

تناسبات کلی بنای ساخته شده، نقش بسیار مهمی دارند. این تناسبات تأثیر کلی بنا را تعیین می‌کند.

درباره راز معماران موفق بیشتر بدانیم.

تناسب در گشودگی‌ها

ایجاد گشودگی در واحد ساختمانی کار فوق‌العاده ظریفی است. گشودگی‌های موجود در دیوار باید دارای تناسب دقیق باشند و با دقت در جای خود قرار گیرند.

 

تناسب گشودگی‌ها را باید غالب‌تر از واحد ساخته شده نسبت داد. گشودگی‌ها باید روابط داخلی ترکیبی داری را بین خودشان نمایان سازند.

 

در اینجا نیازی به توضیح تمامی عملیات هندسی نیست، فقط باید دانست که تمام شکل‌ها باید به کمک یک مقیاس و گونیا تحلیل شوند، تنها آن هنگام می‌توان به زیر بنای روند اندیشه معماری پی برد. انیشتن درک هندسی لوکوربوزیه به عنوان درک “حسی” را، خُرد ناپذیر “شاعرانه” یادکرده است.

تناسب در معماری

لوکوربوزیه همواره مفاهیم خود را با مثال‌های بسیار ساده‌ای که برای هر کس قابل درک است ثابت کرده است. او نشان می دهد که چه چیز اهمیت دارد و نتیجه‌ی بی‌نهایی یک روند طولانی عمیق چیست؟