عوامل متعددی میتوانند باعث شوند که یک فیلم به یک اثر خارقالعاده تبدیل شود. فیلمنامه، کارگردانی و گروه بازیگران شاید اولین عواملی باشند که به ذهنتان خطور میکنند، اما از تاثیر طراحی صحنه بر زیبایی فیلم نیز نباید غافل شد. طراحی صحنه در واقع راهی برای به نمایش کشاندن فضای داخل فیلمنامه است تا بیننده بتواند تمام وقایع فیلمنامه را با پوست و گوشت و خون خود لمس کرده و به عمق آن سفر کند.برترین آثار سینمایی آثاری هستند که بتوانند به خوبی مخاطب را به جهان فیلم برده و به خوبی میزبان نگاه آنها باشند تا مخاطب درک بهتری نسبت به داستان فیلم پیدا کند.

این مطلب را نیز از دست ندهید: سریال بازی مرکب ، از دهکده ای قدیمی تا نقاشی معروف در طراحی صحنه
طراحی صحنه فیلم فروشنده
درباره فیلم فروشنده
داستان فیلم فروشنده داستان زوجی جوان به نام عماد(با بازی شهاب حسینی) و رعنا(با بازی ترانه علیدوستی) است که در جریان نشست و تخریب منزل خود مجبور به اسباب کشی به منزلی جدید میشوند.خانه ی جدید انها با مستاجر پرحاشیه ی سابق،داستان فیلم را رقم میزند و این زوج را به چالش میکشد…
طراحی صحنه این فیلم نیز در همان زمان و توسط بسیاری از منتقدین ایرانی و غیر ایرانی مورد استقبال زیادی قرار گرفت. دقت به جزئیات از اصلیترین ویژگیهای آثار فرهادی است. به نوعی که میتوان گفت که قرار گرفتن هیچ چیزی در صحنههای این فیلم اتفاقی نیست و حرفهایی برای گفتن دارد.
در فیلم فروشنده، دو لوکیشن اصلی وجود دارد که تمام داستان فیلم پیرامون همین دو خانه اتفاق میافتد. اولین لوکیشن، خانه قدیمی عماد و رعناست که در سکانسهای ابتدایی شروع به ریزش میکند و دومین لوکیشن خانهای است که عماد و رعنا به آن جا نقل مکان میکنند و اتفاقات عجیبی در آنجا رخ می دهد. در ادامه با تحلیل طراحی صحنه این دو لوکیشن با شما خواهیم بود.

فیلم در همان سکانس های ابتدایی، تعرض ماشین بلدوزر به منزل عماد و رعنا، به منظور یک گود برداری غلط را نشان میدهد که در نیمه شبی موجب ترک خوردن دیوار و شیشه های خانه میشود و قصد دارد خانه را از هم بپاشاند. چیزی که در همین سکانس قابل توجه است، اهمیتی است که عماد برای حریم خصوصی خود و همسرش قائل است. در سکانس نخست فیلم فروشنده، رعنا و عماد هردو در خانه هستند، اما با این حال درِ آکاردئونی محافظ خانه همچنان بسته است. ترس از تعرض به حریم شخصی در همین یک سکانس کاملا مشخص است
خانه ی دو هنرمند و فرهنگ دوست که در حال فروپاشی است، دارای دکوراسیونی ساده اما در عین حال غنی است. تابلو های متعددی بر دیوار های ترک خورده ی خانه به چشم میخورند که علاقه این زوج را به هنر نشان میدهند. همچنین مجسمههای بیشماری که به دلیل اسباب کشی در همه جای خانه پخش شده اند و روحیه هنرپسند زوج را به مخاطب یادآور میشوند.

اتاق رعنا به عنوان بازیگر جوان تئاتر بسیار ساده است. یک میز کار با صندلی فلزی و رو میزی خالی از طرح و نقش در اتاق او به چشم میخورد که نشان دهنده آن است که رعنا به عنوان یک هنرمند از شلوغی و تجمل بسیار گریزان است. در واقع همه چیز در خانه ی آنها خالی از زرق و برق است
با تمام زیباییهای وسایل، تعرض بلدوزر به خانه موجب خسارت های جبران ناپذیری شده است. ترکها و شکستگیهای خانه به قدری جدی هستند که ممکن است به اسکلت ساختمان صدمه بزنند و برای همین عماد و رعنا مجبور به کوچ کردن از خانه ی خود میشوند.
خانه جدید و دردسرساز یک زوج؛ نکاتی که شاید به آنها توجه نکرده باشید
خانهای که عماد و رعنا به آن نقل مکان میکنند ساختمانی قدیمی است. نمای ساختمان، که از پشت بام آن مشخص است، این قدیمی بودن را اثبات میکند. در واقع فرهادی از این نمای بیرونی خانه نیز استفاده کرده و پیامهایی را در بطن آن جای داده است.

در فضای داخلی خانه جدید، بیشتر وسایل جای مشخصی ندارند و این اشاره بر این موضوع دارد که خانه ی جدید عماد و رعنا از خانه ی قبلی کوچک تر است. در فضای اصلی نشیمن خانه، کتابخانهای به چشم میخورد، که نشان از سواد و درک کافی اعضای خانه دارد. عماد به عنوان یک معلم ادبیات صاحب کتاب های زیادی است که به زبان های مختلف نوشته شده اند. یعنی عماد علاوه بر فرهنگ ایرانی، با فرهنگ کشورهای دیگر نیز آشنایی دارد و ذهن بازی برای درک وقایع، از هر جنسی دارد.
پیام های بصری این فیلم به راحتی تمام نمیشوند. در سکانسی که رعنا و عماد برای دیدن آپارتمان آمدهاند، کادر دوربین فرهادی، تشت آبی را در حمام منزل نشان میدهد که پر از آب است. این در حالی است که بابک، دوست رعنا و عماد، ادعا میکند مستاجر قبلی چند هفته پیش خانه را ترک کرده و خانه چند هفته خالی از سکنه بوده است. با این سکانس میتوان نتیجه گرفت که مستاجر قبلی خانه که با مردهای زیادی در ارتباط بوده هنوز به خانه رفت و آمد دارد و آشنایان او در جریان این موضوع هستند. به همین دلیل هم حتی بعد از اسباب کشی رعنا و عماد به خانه نیز دوباره به او سر میزنند. در این سکانس هم شاهد تعرض دیگری هستید. تعرض بابک به اعتماد دوستانش!
در سکانس پایانی فیلم وقتی رعنا و عماد به خانه قدیمی خود بازمیگردند، همه وسایل های خانه جمع شده است. وقتی عماد به عنوان یک پایان چراغ ها را خاموش میکند، میبینیم که هنوز دو کاناپه در وسط نشیمن منزل قدیمی آنها به چشم میخورد. دو کاناپه که دقیقا رو به روی هم قرار دارند. عماد چراغ ها را خاموش میکند و به داستان خاتمه میدهد، از خانه خارج میشود و دو کاناپه را به عنوان یادگاری از خودش و رعنا همانجا رها میکند. همین دو کاناپه پایانِ بازی برای فیلم هستند که فرهادی در تمام فیلمهایش برای مخاطب تدارک میبیند.
شاید افکار عماد نیز مثل برخی از مخاطبین فقط به سوی چند سوال رفته باشد. سوال از ترک های دیواری، که اگر نبودند چه اتفاقی میافتاد و سرنوشت این زوج و خانه جدیدشان چه تغییری میکرد؟






